مدیریت زمان به زبان آدمیزاد

زمان چیز باحالیه! برخلاف همه (و حتی خودم!) که معتقدیم به سرعت می‌گذره، میشه به کارایی کرد که اتفاقا زمان به شکل مطلوبی کِش بیاد و جا برای انجام کارهای مختلف باز بشه، بدون اینکه فشار نامتعارفی به آدم وارد بیاد. اواسط سال پیش، من زیر انبوهی از کار دفن بودم و بدون اینکه خودم بفهمم، با حداقل کیفیت بین اونها جست‌وخیر می‌کردم. تا دیروقت مشغول به کار بودم، خیلی زود خسته می‌شدم و توئمان خروجی و کارایی بسیار پایینی داشتم. مهر و آبان بود که به مرحله‌ی ناامیدی رسیدم و به یکباره حجم زیادی از کارها رو نیمه کاره رها کردم. این اتفاق، برای چندمین بار بود که طی دو-سه سال گذشته برام اتفاق می‌افتاد و واقعا آدم رو کلافه می‌کنه. بعد از یکی-دوهفته، دوباره به خودم اومدم و سعی کردم برخی اصول رو در شیوه‌ی مدیریت کارهایی که بهشون مشغول هستم رعایت کنم تا دوباره به این وضع دچار نشم. الان که قریب به ۶ ماه از اون روزها می‌گذره، از تغییراتی که ایجاد کردم راضی‌ام و به نظرم شش ماهه‌ی موفق و رو به رشدی رو داشتم. حتما خطاها و نارضایتی‌هایی هم هست، ولی جمع‌بندی کلی من مثنبه.

اصول ۵گانه‌ی زیر به نظرم برای هرکسی که می‌خواد به نحوه‌ی وقت گذروندنش سروسامانی بده، حیاتی و کلیدیه. شاید تفسیر من شخصی باشه، ولی به نظرم ماهیت کلی برای همه کاربرد داره. ادامه خواندن “مدیریت زمان به زبان آدمیزاد”