درباره‌ی کنفرانس فردای شکست

حدود دو ماه پیش، با دوستی‌که سالهاست کسب‌وکار موفقی رو در حوزه‌ای خارج از آی‌تی مدیریت می‌کنه، در مورد تب جدید کارآفرینی و اتفاقاتی که پیرامون و به بهانه‌ی اون می‌افته صحبت می‌کردیم. از ایونت‌ها و ورک‌شاپ‌ها و میت‌آپ‌های پرشمار و کم‌بازدهی که هرروز، روی صفحه‌ی فیسبوک‌مون می‌‌بینم و معمولا با لبخندی به گردانندگان و مستمعین‌ش ازشون عبور می‌کنیم گرفته تا افراد و شرکت‌ها و نهادهایی که بدجوری به این کلمه چسبیدند و اینقدر حرف و حرف و حرف می‌زنند که که آدم هرچی بیشتر نگاه می‌کنه، کمتر “کاری” تاثیرگذار یا حداقل در مسیر تاثیرگذاری لابلاش می‌بینه.

بگذریم، خروجی گپ و گفت ما رسید به اینجا که هم خودمون و هم احتمالا خیلی از آدم‌های دیگه، از تکرار تئوری خسته شدند و دوست دارند (و نیاز دارند) که در عمل و به واقع چیزهایی ببینند یا بشوند که “واقعا کار می‌کنه” در نهایت رسیدیم به جایی که اگر قراره درباره‌ی کارآفرینی حرفی زده بشه، کسی باید حرف بزنه که در عمل و به واقع “کارآفرینی” کرده باشه. بنا شد رویدادی رو ترتیب بدیم که توش “حرف‌هایی” زده بشه که انعکاس “کارهایی” باشه، از “نظر” فاصله بگیریم و به “عمل” نزدیک بشیم. ادامه خواندن “درباره‌ی کنفرانس فردای شکست”

برای شهری که سخت نفس می‌کشد

تهران

طبق آمارهای رسمی تا چهارهزار نفر و طبق آمارهای غیررسمی تا شصت هزار نفر. این، شُمار نفراتیه که هرسال به خاطر آلودگی هوا در ایران جون‌شون رو از دست میدن.

هوای تهران آلوده‌ست. هرروز تعدادی به همین خاطر روونه‌ی بهشت‌زهرا میشن و باقی ما هم، زمان عزیمت‌مون به اونجا نزدیک‌تر میشه. آسمون رو کمتر می‌بینیم، خاکستری رنگ اصلی شهرمون شده و بوی دود مجال نفس عمیق کشیدن رو ازمون گرفته. حواسمون هست؟ ادامه خواندن “برای شهری که سخت نفس می‌کشد”

درباره‌ی نارنجی: چه‌کار باید کرد؟

همه‌ی ما نارنجی رو می‌شناسیم و احتمالا مستمر یا موردی از مطالب‌ش استفاده کردیم. از دوازدهم آذر تا به امروز، نارنجی به‌روز نشده و علت هم طبق خبری که روی سایت قرار گرفت و بعد حذف شد “دستگیری مدیر و بخشی از تیم تحریره‌ی سایت توسط یک نهاد نظامی/امنیتی” عنوان شد. با تایید خبر از طرف چند خبرگزای شناسنامه‌دار، احتمال هک شدن سایت منتفی و امنیتی بودن مسأله محرز شد.

مسأله چیه؟

مشخصا نمی‌دونیم! متاستفانه با وجود گذشت بیش از دو هفته از این اتفاق، اطلاعات “موثقی” که از این پیشامد موجوده، چندان از سطور بالا بیشتر نیست و به طور شفاف، علت و اتهام دستگیری بچه‌های نارنجی از طرف هیچ نهاد یا سازمانی مطرح نشده. در واقع هنوز نمی‌دونیم که مسأله مربوط به شرکت کارگزار نارنجی هست و یا خود نارنجی. اما از اونجایی که خبر این مساله از طریق خود نارنجی منتشر شده، احتمالاتی مطرح میشه که هیچ پایه و اساسی نداره و بهتره که باهاشون کاری نداشته باشیم.

چرا این مسأله مهمه؟

۱) نارنجی سایت مهمی تو صنعت IT ایرانه، تأثیرگذاری نبستا بالایی بین رسانه‌های آنلاین حوزه‌ی فناوری داره و واقعا جای خالی‌ش احساس می‌شه. از طرفی نارنجی بخشی از اکوسیستم IT ایران و یکی از رسانه‌های پررنگ در این بخش هست. به عنوان فعال این حوزه، برای من و کسب‌وکارم مهمه که بدونم دقیقا مسأله چیه و چرا/چطور این پیش‌آمد حادث شده.

۲) شاید اگر نارنجی سایت کوچک‌تری بود و آدم‌های اون ناشناخته‌تر، بحث‌های این چند روزه اصلا طرح نمی‌شد و پیگیری‌های ناقصی که تا به امروز انجام شده رو هم شاهد نبودیم. اما نارنجی سایت بزرگی هست و مخاطبین خیلی زیادی داره. پست آخر نارنجی (+) حدودا بیست برابر بیشتر از سایر پست‌هاش و چیزی قریب به ۱۶۰۰ کامنت داره که همگی، پیگیری کاربران سایت از وضعیت مدیر و نویسنده‌گان سایت هست. همه‌ی اینها یعنی اینکه این رسانه مهمه و طیف‌های مختلفی از کاربران پیگیر اخبار مربوط به اون هستند. در این‌چنین فضایی، هرچقدر بیشتر بی‌خبری حاکم باشه، فضا برای نقدها و نظرها و تحلیل‌های توخالی بازتره و قطعا این چیزی نیست که مسئولین مد نظرشون باشه.

۳) افراد دستگیر شده، از دوستان‌مون هستند و اخلاقا موظف‌یم که پیگیر حال و احوال‌شون باشیم. فارغ ا اینکه اتهام چه هست و اینکه واقعا دوستان ما مجرم هستند یا نه، مایلیم و باید نسبت به وضعیت اونها مطلع باشیم.

چیکار باید بکنیم؟

تا وقتی چیزی ندونیم، منطقا کاری هم نمی‌تونیم بکنیم. پس تنها کاری که میشه و باید انجام داد این هست که سعی کنیم بیشتر بدونیم، به نحوی قانونی و در چارچوب شرایط و قوائد موجود. من در خصوص مسائل حقوقی اطلاعات محدودی دارم، ولی فکر نمی‌کنم پیگیری وضعیت دادرسی یک متهم از طرف افکار عمومی کار خلاف قانونی باشه. به نظرم مطلوب هست که رسانه‌های نزدیک به نهادهای ذی‌ربط در این خصوص پرسش‌گری کنند و تا جای ممکن ما رو از وضعیت بچه‌ها و روند پیگیری قضایی مطلع کنند. به عبارت بهتر، بیشتر از من و شمای کاربر، این رسانه‌ها هستند که مسئول‌ند تا پیگیر وضعیت همکار و هم‌صنف‌های خودشون باشند.

چیکار نباید بکنیم؟

جوگیر نشیم، چیزهای بی‌ربط رو به‌هم ربط ندیم و از ماهی‌گیران این آب گل‌آلود مجال جنبش رو بگیریم. احساسی برخورد نکنیم و سعی کنیم منطفی فکر و عمل کنیم. هیچکس خوشحال نیست و همه امیدواریم مسأله به بهترین شکل ممکن مرتفع بشه و دوباره نارنجی رو فعال و نارنجی‌نویس‌ها رو خوشحال و آزاد ببینیم.

// این پست رو نوشتم که اولا به اندازه‌ی خودم، پیگیر مسأله باشم و دوما، از اطلاعات مستند و مستدل دوستان بهره ببرم. فکر می‌کنم که بد نباشه هر کس نظری یا اطلاعاتی در این خصوص داره بنویسه تا شاید اتفاق خوبی بیافته، شاید.

همچنین بخوانید:

– نارنجی‌نویس‌ها چرا بازداشت شدند؟

ده روش ساده برای رسیدن به یک روز فوق‌العاده – بخش دوم

بخش اول این مقاله رو قبلا، اینجا نوشتم. بخش دوم رو در ادامه بخونید:

۵- به‌هم ریختگی‌ها رو از بین ببرید

مهم نیست که محیط پیرامون‌تون چقدر بزرگه. مرتب کردن جایی که در اون کار یا زندگی می‌کنیم، تاثیر مستقیمی روی حال‌واحوال و خوشحالی‌تون داره. خرت‌وپرت‌ها رو جمع‌وجور کنید، به چیدمان محیط سروسامون بدید و از فضای بازترِ اطراف‌تون لذت ببرید.

۶- قدم بزنید

اول می‌خواستم بنویسم ورزش کردن که به نظرم رسید خیلی از خواننده‌ها ممکنه مقابلش جبهه بگیرند. پس فقط برین بیرون و قدم بزنید. تحرک و هوای تازه، روزتون رو بهتر می‌کنه. از محیط سبزِ جایی که برای قدم زدن انتخاب کردید لذت ببرید، ذهن‌تون رو خالی و آروم کنید و به خودتون وسط یه روز شلوغ آرامش بدید.

۷- روی سه تا پروژه تمرکز کنید

فقط و فقط سه تا پروژه‌ای که فکر می‌کنید خیلی مهم هستند رو انتخاب کنید و تنها روی اونها کار کنید.تمام هم و غم‌تون رو بگذارید تا این سه تا تموم بشن و تا قبل از اون، به هیچ پروژه‌ی دیگه‌ای فکر نکنید. همین امروز اینکار رو انجام بدید تا از تاثیرش روی کارایی‌ و اثربخشی‌تون شگفت‌زده شید

۸- به موزیک‌های خوب گوش بدید

 مهم نیست که چه سبک موزیکی رو دوست دارید، همیشه چندتا از بهترین‌هاش رو همراه‌تون، روی گوشی یا آی‌پاد داشته باشید و هروقت فرصت کردید گوش کنید، حال‌تون رو خوب می‌کنه

۹- طلوع یا غروب خورشید رو نگاه کنید

قدیمیه؟ آره! اما کار می‌کنه نه؟

۱۰ – با کسی که دوستش دارید وقت گذرونی کنید

یه‌چیز تابلوی دیگه، اما واقعا هیچی بهتر از این نیست. وقتی امروز صبح برای چند دقیقه با بچه‌هام بودم، حس خوبی داشتم که با هیچ‌چیز دیگه‌ای قابل مقایسه نیست. همه‌ش پای تلوزیون ننشینید و برید بیرون و با کسی یا کسایی که دوست‌شون دارید و براتون ارزشمند محسوب می‌شن، هم‌کلام بشید. باور کنید که این کار می‌کنه!

––

از آخرین باری که وبلاگم رو به‌روز کردم، حدود یک‌سال می‌گذره که خُب، به نظرم میشه بهش گفت طولانی. دلیل این پست، صادقانه، نه انجام یک تعهد قدیمی که بیشتر یک شروع دوباره‌ی آبرومندانه و بی‌سر و صداست. سعی می‌کنم (بخوانید خودم را مجبور می‌کنم) که بیشتر و بهتر بنویسم.

کاربردهای متفاوت نوت‌پد

اگر یادتون باشه، چند وقت پیش اینجا درباره‌ی استفاده از نوت‌پد به عنوان ابزاری برای مدیریت فعالیت‌ها و وظایف نوشتم. مینیمالیسم به طور مشخص روی استفاده‌ی بهینه از حداقل ابزارها تمرکز داره و همیشه توی این مبحث، میشه پیشنهادهای هیجان انگیزی برای ارتقای راندمان و بهره‌بری، ساده‌سازی و کاربری ادغامی پیدا کرد.

من مدتهاست که یخش اعظمی از کارهام رو که به متون مختلف مربوط میشه رو دارم با “یک” فایل نوت‌پد انجام میدم که مدیریت وظایف، یکی از اونهاست. اما کارهای ساده، مهم و جذاب دیگه‌ای هم هست که میشه با همین فایل کوچولو انجام داد. ادامه خواندن “کاربردهای متفاوت نوت‌پد”

زمستان و حیوانات شهری

هوا که سرد میشه، حیوون‌های شهرمون برای تهیه‌ی غذاشون با مشکل مواجه میشن. گربه‌ها، سگ‌ها و پرنده‌ها توی این فصل سال و خصوصا در مواقع بارش برف و بارون، واقعا عذاب میکشن و بیشتر از همیشه به کمک ما آدم‌ها نیاز پیدا می‌کنند.

یه کارهای کوچیکی هست که ما میتونیم با صرف کمترین وقت و هزینه انجام بدیم تا زندگی کردن تو این فصل سخت رو برای این کوچولوها آسون‌تر بکنیم. چیزهایی که به ذهن من میرسن، اینهان:

  1. پسماندهای غذاهای روزانه‌ی ما، میتونه غذای خوبی برای گربه‌ها و سگ‌ها باشه. یه ظرف پلاستیکی رو یه جای مشخص نزدیک خونتون بگذارید و روزی یک یا دو بار، باقی‌مونده‌ی غذاتون رو توش بریزید. ترجیحا جایی دور از رفت و آمد و سطل‌های آشغال شهرداری باشه که مشکلی رو برای کسی ایجاد نکنه.
  2. برنج پخته یا بهتر از اون، بلغور گندم برای گنجشک‌ها، یاکریم‌ها و کفترها بهترین غذای ممکنه. یه کیلو بلغور گندم میتونه برای غذای یک هفته‌ی ده تا پرنده کافی باشه. هزینشم خدا رو شکر کمه (کیلویی ۱۰۰۰ تومن) و میشه راحت تهیه کرد. بهترین جا برای غذادادن به پرنده‌ها هم پشت پنجره‌هاست.
  3. ما توی پارکینگ ساختمونمون یه جعبه‌ی بزرگ گذاشتیم که گربه‌ها شبها میان اون تو میخوابن و فکر کنم کلی از این خونه‌ی موقتشون راضین. اگر تو محل زندگی شما هم اینطور کاری مقدوره، سریع دست بکار بشین.
  4. پرنده‌های کوچیکتر، در مقابل سرما آسیب پذیرترن و ممکنه نتونن جای مناسبی رو به عنوان پناهگاه پیدا کنند. اگر بتونید سرپناهی براشون پشت یکی از پنجره‌هاتون در نظر بگیرید، لطف خیلی بزرگی کردید. آشیانه‌های آماده‌ی بزرگ بین چهل تا صد هزارتومنه و میتونه برای بین ۱۰ تا ۲۰ پرنده (بسته به نوع پرنده‌ای که سراغش میان) تبدیل به خونه‌ی زمستونیشون بشه.
  5. بیشتر مواظب حیوون‌ها باشید. به خاطر مشکل کمبود غذا، اونها مجبورن کمی بیشتر به ما نزدیک بشن. مثلا سگ‌ها که معمولا یه فاصله‌ی حداقلی رو با آدمها حفظ میکنن و اکثر گربه‌ها که خیلی به آدمها نزدیک نمیشن، ممکن به خاطر گرسنگی اطراف شما بدونند و با زبونِ بی‌زبونی درخواست غذا کنند. موقعی که میخواین سوار ماشین بشین، مطمئن بشین که حیوونی زیر یا توی ماشینتون نیست. موقع حرکت هم یخورده بیشتر حواسشون به گربه‌ها باشه که زیرشون نکنید.

پی‌نوشت:

  • خوندن این مطلب رو در راستای همین موضوع پیشنهاد میکنم.
  • اگر موردی به نظرتون میرسه، بگین که به متن بالا اضافه کنم
  • رسانه شمائید!

ایده: اشتراک وسایل اضافی

باید اعتراف کنم که آدم منظمی نیستم و معمولا، کشوها و فایل‌هام، چه توی شرکت و چه توی خونه چندان مرتب نیستند. هر چندوقت یک‌بار که این شلوغی و اذحام از حد خارج میشه و جا برای وسایل ضروریم کم میارم، جهاد می‌کنم و چیزهایی که بهشون نیاز ندارم یا به هر نحوی نگه داشتنشون رو به صلاح نمی‌بینم، می‌ریزم دور. خیلی وقت‌ها هم واقعا از این کارم احساس عذاب وجدان می‌کنم، چون می‌دونم چیزی که من بهش نیازی ندارم و برام دیگه ارزشی نداره، می‌تونه برای یکی دیگه ارزشمند باشه و به نحوی بهش کمک بکنه. مثلا چند وقت پیش چند تا سی‌دی‌رام داشتم که به هیچ شکلی به درد خودم و اطرافیانم نمی‌خورم و ناچار شدم بندازمشون دور. ادامه خواندن “ایده: اشتراک وسایل اضافی”

مقاله هفته (۱) پنج سوال که هرروز باید از خود بپرسید

shutterstock
تصویر از شاتر استاک

آخر وقت هرروز، این سوال های ساده رو از خودتون بپرسید. تکرار این کار، باعث میشه که به فردی بهتر و موفق تر تبدیل بشید:

۱- بهترین اتفاقی که امروز براتون افتاد چی بود؟
چه چیزی شما رو واقعا خوشحال یا راضی کرد؟ چه کاری باعث شد که احساس خوبی بهتون دست بده یا پیشرفت قابل توجهی بدست بیارید؟

یکبار دیگر به اوقات خوشی که در روز داشتید فکر کنید. ما باید تا می‌تونید لحظه های خوب و این چنینی رو توی زندگیمون خلق و تکرار کنیم، فلذا به اتفاقاتی مثبتی که براتون پیش اومده فکر کنید و سعی کنید اونها رو تکرار کنید. ادامه خواندن “مقاله هفته (۱) پنج سوال که هرروز باید از خود بپرسید”

دنیا خیلی بزرگ است، یا ما خیلی کوچکیم

برداشت اول )
من معمولا عادت به خلاصه نویسی و نوت برداری از کتابهایی که میخونم ندارم. اما اگر با اصطلاح، اسم یا موقعیتی روبرو بشم که برای ناآشنا باشه یا فکر بکنم که برای جذابه که بیشتر دربارش بدونم، گوشه‌ای یادداشتش می‌کنم تا بعدا بتونم دربارش تحقیق کنم. این کار رو وقتی مجله یا مقاله‌ای هم می‌خونم انجام میدم، همینطور موقع وبگردی. گاهی وقت‌ها خوندن یه مقاله‌ی دو صفحه‌ای، من رو به چند کتاب و چندده مقاله جدید می‌رسونه که گاها اصلا مربوط به موضوع اولیه نیست. همین مساله باعث میشه که حوزه‌هایی که من الان درگیرشون هستم، خیلی زیاد و کاملا متفاوت از هم باشند. ادامه خواندن “دنیا خیلی بزرگ است، یا ما خیلی کوچکیم”

ده روش ساده برای رسیدن به یک روز فوق‌العاده – بخش اول

امروز صبح و تو مسیر شرکت، داشتم به این فکر می‌کردم که چطور میشه روز بهتری داشت. خیلی اتفاقی، اولین صفحه‌ای که امروز جلوم باز شد، یکی از مطالبِ قدیمیِ وبلاگ محبوبم، ذن‌هبیت بود که خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم که با شما به اشتراک بگذارم.

داستان این پست، اینه که آقای نویسنده یک روز صبح، زمانیکه داشته بچه‌هاش رو به مدرسه می‌رسونه، احساس می‌کنه که خیلی مضطربه و استرس زیادی داره. به خودش که میاد، متوجه میشه که داره به میلیون ها چیز مختلف فکر می‌کنه و بچه‌هاش خیلی آروم روی صندلی عقب ماشین نشستند.

بعد با خودش سبک سنگین کرده و دیده وقتی افکارش، جاهای مختلفی هستند و تا زمانیکه که نمی‌تونه اون‌ها رو جمع و جور کنه، لحظات مهم و ارزشمندی رو که در کنار بچه‌هاش هست رو داره از دست میده.

بعد تصمیم میگیره که لحظاتی که درش هست رو تغییر بده که در عمل، کل روزش رو با ایجاد تغییر در هر لحظه تغییر میده. خودِ این آقا میگه که بی‌خیال باقی کارهای روزم شدم و شروع کردم با بچه‌هام، آهنگ هایی که دوست دارند رو خوندن! ادامه خواندن “ده روش ساده برای رسیدن به یک روز فوق‌العاده – بخش اول”