درباره‌ی کنفرانس فردای شکست

حدود دو ماه پیش، با دوستی‌که سالهاست کسب‌وکار موفقی رو در حوزه‌ای خارج از آی‌تی مدیریت می‌کنه، در مورد تب جدید کارآفرینی و اتفاقاتی که پیرامون و به بهانه‌ی اون می‌افته صحبت می‌کردیم. از ایونت‌ها و ورک‌شاپ‌ها و میت‌آپ‌های پرشمار و کم‌بازدهی که هرروز، روی صفحه‌ی فیسبوک‌مون می‌‌بینم و معمولا با لبخندی به گردانندگان و مستمعین‌ش ازشون عبور می‌کنیم گرفته تا افراد و شرکت‌ها و نهادهایی که بدجوری به این کلمه چسبیدند و اینقدر حرف و حرف و حرف می‌زنند که که آدم هرچی بیشتر نگاه می‌کنه، کمتر “کاری” تاثیرگذار یا حداقل در مسیر تاثیرگذاری لابلاش می‌بینه.

بگذریم، خروجی گپ و گفت ما رسید به اینجا که هم خودمون و هم احتمالا خیلی از آدم‌های دیگه، از تکرار تئوری خسته شدند و دوست دارند (و نیاز دارند) که در عمل و به واقع چیزهایی ببینند یا بشوند که “واقعا کار می‌کنه” در نهایت رسیدیم به جایی که اگر قراره درباره‌ی کارآفرینی حرفی زده بشه، کسی باید حرف بزنه که در عمل و به واقع “کارآفرینی” کرده باشه. بنا شد رویدادی رو ترتیب بدیم که توش “حرف‌هایی” زده بشه که انعکاس “کارهایی” باشه، از “نظر” فاصله بگیریم و به “عمل” نزدیک بشیم. ادامه خواندن “درباره‌ی کنفرانس فردای شکست”

جنایت یا حمایت؟

 امروز یه ویدئو به شکل گسترده توی سوشیال های مختلف شیر شد. در واقع یک سری هنرمند نام‌آشنا که دوستشون داریم از ما میخوان که اولا به بنیاد کودک کمک کنیم و دوما ویدئو رو بین دوستانمون به اشتراک بگذاریم. اصلِ این کار ابدا بد نیست و به نظرم خیلی خوبه که گروهی از آدم های مطرح جامعه بیان و بقیه رو ترغیب به کار خیر بکنند ( هرچند به شخصه این عمل رو چیزی فراتر از خیر می‌دونم به نوعی فکر می کنم که همه‌ی ما مسئول به انجامیم ) اما چیزی که خیلی ناراحتم کرد و واقعا ازش متاستف شدم، سازوکاری هست که سایت بنیاد کودک برای جذب حامی پیش گرفته. ادامه خواندن “جنایت یا حمایت؟”

نیاز به داوطلب

من یک جفت شاخکِ مخفی دارم که جلوی بعضی کلمات، رفتارها، تصاویر و موضوعات شدیدا به تکون خوردن میافتن! چند روز پیش با یکی از دوستان مشغول صحبت و نقد لینوکس بودیم که بحث به اپل کشید ( کمتر پیش میاد که بحشی تو حوزه‌ی تکنولوژی و بازارسازی به اپل ختم نشه!) اینکه بحث چه بود و چطور به اپل ربط پیدا کرد، موضوع این پست نیست . موضوع، ایده‌ی پژوهشی‌ای بود که از دل این صحبت بیرون اومد. اجازه بدید که در اون باره هم فعلا چیزی نگم تا به زودی خروجی اون تحقیق رو همین‌جا منتشر کنم . فعلا و در حال حاضر به سه نفر با شرایط زیر نیاز دارم :

۱- کاربر و طرفدار محصولات اپل : دوست ندارم از کلماتی مثل زامبی، فنز، گیک و غیره استفاده کنم و همین کاربر/طرفدار به نظرم حق مطلب رو ادا می‌کنه . دوستی رو می‌خوام که کاربر حداقل یکی از دیوایس‌های اپلی باشه، از سیستم عامل مک استفاده کنه و به این دو عشق بورزه!

۲- کاربر و طرفدار مایکروسافت : کاربر “حرفه‌ای”ویندوز. ترجیحا از اسمارت‌فون‌هایی استفاده کنه که ویندوز موبایل دارن.

۳- کاربر مشترک و بدون تعصب : کاربری که بالفرض آیفون داشته باشه، ولی کاربر ویندوز باشه یا بالعکس از مک‌ استفاده کنه و اسمارت‌فونش اندرویدی یا ویندوزی باشه. در واقع این فرد باید “ارزش‌گرا” باشه و تعصبی روی برند نداشته باشه .

موضوع تحقیق مربوط به تاثیر وتاثر برند روی کاربرها توی موقعیت‌های مختلف هست . مصاحبه‌ها به شکل آنلاین(چت) بدون نام مصاحبه شونده(درصورت تمایل) هست . همینطور منبع فقط این مصاحبه‌ها نیست و از منابع دیگه هم استفاده میشه.

سایت شما چند رسانه ایست ؟

همه ما فارغ از کیفیت کار و زندگیمون، هرروز با رسانه های مختلفی سر وکار داریم و بدون اینکه متوجه باشیم، از اونها الهام و تاثیر میگیرم . در مقابل خود ما هم تو خیلی از موقعیت ها در مقام یک رسانه ظاهر میشیم و روی بقیه تاثیر میگذاریم . رایج ترین رسانه‌ی وبی که خیلی از ماها ازش استفاده می کنیم، همین وبلاگ هست که در واقع پایگاهیه برای نشر افکار، عقاید، دانسته ها و کلا ایدئولوژی یک فرد حول موضوعات مختلف . ادامه خواندن “سایت شما چند رسانه ایست ؟”

هنر کیفیتِ ارائه

سیگار چیز خیلی بدیه، برای سلامتی مضره و اصلی ترین عامل سرطان هست . این جمله رو همه‌ی ما می دونیم و البته برای سیگاریها، هربار که میخوام یک نخ از پاکت سیگارشون کم کنن مجدد تکرار میشه . مدتیه که وزارت بهداشت یا شرکت دخانیات یا هر سازمان دیگه‌ای که وظیفه‌ی کنترل و احتمالا کاهش مصرف دخانیان کشور رو داره، این جمله رو همراه با تصویر دو عدد کلیه سالم و خراب، روی پاکت های سیگار چاپ می‌کنه . در واقع این یک پیام آموزشی/بهداشتی هست که هدفش تشویق سیگاری ها به کاهش یا ترک مصرفشونه .

راستش من نمی دونم دقیقا ایده‌ی این فرهنگسازی رو کی داده و اینکه چطور به این نتیجه رسیدن که می تونه موثر باشه . اما تا جایی که من می دونم، این موضوع برای سیگاری ها بیشتر به یه شوخی تبدیل شده و تشبیه تصویرِ کلیه به یک قسمت دیگه‌ی بدن، مجالی برای چند لحظه خنده !

امروز مجموعه ای از پوستر های تشویقی برای ترک سیگار رو دیدم (+). صادقانه بگم تاثیری که این پوسترها روی منِ سیگاری گذاشت، خیلی بیشتر از جمله‌ی بی روح و خشک روی بسته‌ی سیگار نبود . ولی حداقل لطفی که داشت اینبود که باعث شد ۵ دقیقه وقت بگذارم، پوستر ها رو ببینم و به صورت هجو لطفه هایی که این کار میزنه رو ببینم .

این موضوع ساده باعث شد دوباره به یاد موضوع ” کیفیت ارائه ” بیافتم . در ادامه با این موضوع بیشتر آشنا میشید ادامه خواندن “هنر کیفیتِ ارائه”

ویدئوکست‌ها بر فراز پادکست‌ها

از زمانی که اولین پادکست ایرانی رو شنیدم، شاید چهار یا پنج سال بگذره . اگه یادتون باشه تو یه مقطعی تبِ پادکست افتاد تو وبفارسی و خیلی از سایت ها و وبلاگ شروع کردن به پادکست هوا کردن، اصلا این اصلاح “هوا کردن” پادکست هم خیلی زود فراگیر شد . اما متاستفانه از اون همه پادکست، چندتایی بیشتر باقی نموندن کمتر پادکستری رو میشه پیدا کرد که از اون سالها کماکان به کار خودش ادامه داده باشه . در واقع من هرچی فکر می کنم غیر از پادکست بی‌بی‌سی و رادیو کالج پارک، گزینه دیگه ای یادم نمی‌آد .البته یه چند وقت هست که وبلاگینا، رادیو۲۴ش رو راه انداخته که در نوعِ خودش بی‌نظیر نباشه، کم‌نظیره . همینکه تونسته ۱۰۰ برنامه رو بدون وقفه تولید کنه واقعا جای تقدیر داره . ادامه خواندن “ویدئوکست‌ها بر فراز پادکست‌ها”