خواندنی‌های خوردنی

خوندنیِ خوردنی رو فکر می کنم خودم اختراع کردم . اگه یه کمی به حالت مکانیکی “خوردن” توجه کنید، میبینید که خیلی هم بی ربط نیست . وقتی یک چیزی رو میخواین بخورین، اول دریافت می کنید، بعد به قطعات کوچیکتر که بشه قورت داد تجزیه می کنید، بعد مدتی همراهتون هست تا اینکه کلا هضم بشه و بخش مفید اون جزئی از وجودتون بشه . نمیخوام داستان رو فلسفی کنم، ولی واقعا یه نوشته خوب هم باید از همین مکانیزم پیروی کنه . ادامه خواندن “خواندنی‌های خوردنی”

نیاز به داوطلب

من یک جفت شاخکِ مخفی دارم که جلوی بعضی کلمات، رفتارها، تصاویر و موضوعات شدیدا به تکون خوردن میافتن! چند روز پیش با یکی از دوستان مشغول صحبت و نقد لینوکس بودیم که بحث به اپل کشید ( کمتر پیش میاد که بحشی تو حوزه‌ی تکنولوژی و بازارسازی به اپل ختم نشه!) اینکه بحث چه بود و چطور به اپل ربط پیدا کرد، موضوع این پست نیست . موضوع، ایده‌ی پژوهشی‌ای بود که از دل این صحبت بیرون اومد. اجازه بدید که در اون باره هم فعلا چیزی نگم تا به زودی خروجی اون تحقیق رو همین‌جا منتشر کنم . فعلا و در حال حاضر به سه نفر با شرایط زیر نیاز دارم :

۱- کاربر و طرفدار محصولات اپل : دوست ندارم از کلماتی مثل زامبی، فنز، گیک و غیره استفاده کنم و همین کاربر/طرفدار به نظرم حق مطلب رو ادا می‌کنه . دوستی رو می‌خوام که کاربر حداقل یکی از دیوایس‌های اپلی باشه، از سیستم عامل مک استفاده کنه و به این دو عشق بورزه!

۲- کاربر و طرفدار مایکروسافت : کاربر “حرفه‌ای”ویندوز. ترجیحا از اسمارت‌فون‌هایی استفاده کنه که ویندوز موبایل دارن.

۳- کاربر مشترک و بدون تعصب : کاربری که بالفرض آیفون داشته باشه، ولی کاربر ویندوز باشه یا بالعکس از مک‌ استفاده کنه و اسمارت‌فونش اندرویدی یا ویندوزی باشه. در واقع این فرد باید “ارزش‌گرا” باشه و تعصبی روی برند نداشته باشه .

موضوع تحقیق مربوط به تاثیر وتاثر برند روی کاربرها توی موقعیت‌های مختلف هست . مصاحبه‌ها به شکل آنلاین(چت) بدون نام مصاحبه شونده(درصورت تمایل) هست . همینطور منبع فقط این مصاحبه‌ها نیست و از منابع دیگه هم استفاده میشه.

الکامپ هفدهم، الکامپ “راهکارها”

الکامپ، مهمترین رویداد کشور تو حوزه‌ی آی‌تی هست . هرچقدر هم که بهش عیب و ایراد وارد باشه و از معایبش بنالیم، باید بپذیریم که گزینه‌ی دیگه‌ای در دسترس نیست و باید ازش استفاده کنیم . از امروز ( جمعه ) دور هفدهم این نمایشگاه در حال برگزاری هست و تا روز دوشنبه هم ادامه داره . امروز صبح همراه با یکی از همکارهام رفتیم نمایشگاه و چهارساعت تمام وجب به وجب، غرفه به غرفه گشتیم . ادامه‌ی این مطلب، برداشت شخصِ من هست از الکامپ هفدهم ادامه خواندن “الکامپ هفدهم، الکامپ “راهکارها””

در ستایش هری‌پاتر

مدتهاست که میخوام یه مطلب درباره‌ی هری‌پاتر بنویسم و دنبال بهانه میگردم . حتی اخبارو حواشی پاترمور هم بهانه‌ی خیلی خوبی برای دست به کیبورد بردن نشد و این پست تا به امروز در نیومد . امروز فکر کردم که برای نوشته درباره‌ی چیزی که دوستش دارم، نباید دنبال بهانه بگردم و میشه خود اون ماهیت رو دستاویز کرد .

سالِ دقیقِ هری‌پاتری شدنم رو یادم نیست . فکر می کنم اواخر مقطع راهنمایی بود که دوستی سنگ جادو رو بهم داد .  تا قبل از هری پاتر، کل تجربه‌ی کتابخونی من محدود بود به ۲۲جلد مجموعه داستانهای هزار و یک شب و شش جلد (یا هفت جلد) داستان های ژول‌ورن . همینطور اضافه کنید چند جلد داستان متفرقه‌ی دیگه تو حوزه‌ی داستان و معمولا فانتزی (صمد بهرنگیش فقط یادم هست) تجربه‌ی خوندن کتاب در این حجم و قطر رو نداشتم و این خودش نگرانم میکرد. دوستِ مورد اشاره هم تعریف خیلی ناجوانمردانه ای از هری پاتر کرد که هنوز به خاطر این پرزنشن اشتباهش نبخشیدمش “یه شهریه همه جادوگرن و هرکی که جادوگر نیست، مشنگه ” ادامه خواندن “در ستایش هری‌پاتر”

برای ویکی‌کناری

بعد از حادثه‌ی گودر، یکبار دیگه گوگل روی زندگی مجازی من تاثیر گذاشت . چند ماه قبل خبر تعطیلی گوگل ساید ویکی همراه با بیش از ده سرویس دیگه منتشر شد و این تصمیم امروز، پنجم دسامبر اجرایی شد.  البته این سرویس نه تنها بین ایرانیها، که در هیچ کجای دنیا به محبوبیت گودر نرسید و برای همین شوک چندانی هم ایجاد نکرد . اما برای من که مشتری تقریبا ثابتش بودم، به همون اندازه بد و ناخوشایند بود ادامه خواندن “برای ویکی‌کناری”

سربازی، یک‌سال بعد

من هم مثل خیلی از جوون های بی‌عرضه‌ی ممکلت که راههای مختلف دورزدنِ خدمت رو امتحان کردند و راه به جایی نبردند، سه سال پیش راهی خدمت سربازی شدم و حدودا* یک سال پیش مفتخر به دریافت کارت پایان خدمت شدم . مدت زمانی که به تعریف مرسوم، مثل چشم به هم زدنی گذشت و واقعا شروع و اتمامش رو نفهمیدم، اما تاثیراتی که روی من و زندگیم گذاشت اصلا با تاثیرات یک  چشم به هم زدن ساده قابل مقایسه نیست !

با وجود اینکه شرایط خدمتم از بسیاری جهات مطلوب بود و واقعا میشه گفت که این دوره رو در ایده‌آل ترین شرایطِ قابل تصور گذروندم، اما باز کم نبودند سختی هایی که بر من گذشت و مشکلاتی که برام بوجود اومد .  اما به هرحال وقتی خوب و بد و آورده و ستانده رو کنار هم میگذارم، می‌تونم بگم که راضی هستم و خوشحالم که “ریسک” کردم و این مقطع رو هرطور که بود طی کردم. ادامه خواندن “سربازی، یک‌سال بعد”