محرم، جامعه‌شناسی، بازار و وب

امشب خیلی اتفاقی نگام به رسانه‌ی ملی افتاد که داشت یه سریال مناسبتی (ویژه محرم) پخش میکرد. من داستان سریال رو نمی دونم، اما با عنایت به چند دیالوگی که شنیدم میشه حدس زد که هدفش این هست که ماهیت عزاداری محرم رو فرامذهبی نشون بده (که هست) اما مثل همیشه، به بدترین شکل ممکن و با کلیشه‌ای ترین دیالوگ‌ها و ارائه های ممکن . همین مساله باعث شد به تاثیراتی که محرم و مراسم ویژه اون روی زندگی، کسب و کار و حوزه فعالیت ما یعنی وب داره بندازم . ادامه خواندن “محرم، جامعه‌شناسی، بازار و وب”

یک مقایسه ساده

کمی پایین‌تر از محل کار من یعنی فلکه دوم صادقیه و نرسیده به مسجد امام صادق، یه قصابی خیلی کوچیک هست که درست بغل کتابفروشی امیرکبیره . اینقدر کوچیک که اگر جمعیتِ مقابل نباشن، خیلی بعیده که عابر بتونه اون رو ببینه . اما همونطور که گفتم، همیشه یه صف خیلی طولانی و نامتعارف برای قصابی جلوش هست .  فرقی نمی کنه که صبح زود باشه یا اواخر عصر، همیشه و همیشه این صف طولانی جلوی این قصابی هست و مردم نشتند که گوشت بگیرند . آدم هایی هم که این صف رو تشکیل میدن، قالبا بالای ۵۰ سال دارند و به نظر میرسه که قشر بازنشسته مشتری قالب این مغاره رو تشکیل میدن . حالا علت این همه استقبال چیه ؟ گویا از قرار معلوم قیمت های این قصابی “کمی” از جاهای دیگه ارزونتره . مثلا شاید روی هرکیلو ۱۰۰۰ تومن . ادامه خواندن “یک مقایسه ساده”

لینک‌های هفته – هفته‌ی یکم

ابزارها و اپلیکشن های زیادی برای به اشتراک گذاری لینک و محتوا در اینترنت هست . سایت هایی نظیر بالاترین، لینک‌پد، StumbleUpon، دلیشز و غیره هم دارن با ارائه پنل های کاربری مجزا و تقسیم بندی های موضوعی-کیفی همین هدف رو دنبال می‌کنند . اما نمی دونم چرا هیچوقت نتونستم کاربر ثابت یکی از اینها باشم و خیلی زود از  تولید کننده(کاربر) به مصرف کننده(مخاطب) تبدیل شدم . شخصا فکر می‌کنم عامل این بی‌رغبتی به استفاده از سایت های تخصصی توی این حوزه رو باید در نفوذ گودرِ سابق بین کاربرها جست . به هر حال، از وقتی گودر رفت، همه‌ی ما لینک های مفید کمتری رو دریافت می کنیم و تقریبا منبعی جز فیدهایی که پیگیرشون هستیم نداریم . توی یک اینطور فضایی، امکان رشد و معرفی وبلاگ های نوپا و منابعی که کمتر توی چشم هستند به مراتب کاهش پیدا می کنه .
راه‌حل : منطقی ترین راه شاید استفاده از سیستم های لینک پراکنی مثل همون بالاترینِ تکفیر شده یا نمونه های مسدود نشده مثل لینک پد هست . البته خودِ این مساله، یک خواست جمعی میخواد و البته یک مدت زمان . راه حل دمِ دستی تر، کاری هست که آقای نعمتی‌شهاب یک سالی هست که انجام میدن و اون، ارسال پستی در وبلاگ با عنوان لینک های هفتست .
قدیمیهای وب حتما بلاگ رولینگ و حتی لینک های روزانه رو بخاطر دارند … ادامه خواندن “لینک‌های هفته – هفته‌ی یکم”

فرهنگ مجازی – قسمت دوم : خدمات اینترنت

دوهفته‌ قبل، من مبحث فرهنگ مجازی رو شروع کردم و قرار بود قسمت دومش هفته‌ی قبل منتشر بشه که نشد . اگر مطلب قبلی رو نخوندید، پیشنهاد می کنم که حتما یه مروری روش داشته باشید .

ورود اینترنت به زندگی ما، تاثیراتِ عمیقی روی سبک زندگیمون داشته . از نوع رابطه با دوستان وآشنایان گرفته تا شکل تامین مایحتاج و حتی نوع کسب و کارمون دچار تغییرات کتمان ناپذیری شده .با نگاه کلی‌تر، تغییراتی که شبکه‌ی اینترنت روی زندگی بشر داشته رو من اینطور تعریف می‌کنم : ورود هجم عظیم اطلاعات و سهولت در گردش آنها ادامه خواندن “فرهنگ مجازی – قسمت دوم : خدمات اینترنت”

چطور ” طرفدار ” می‌شویم؟

همه‌ی ما طرفدار بازیگرها، موزیسین ها و ورزشکارهای مختلفی هستیم . ما اونها رو دوست داریم، عکسهاشون رو جمع می کنیم، اگر از نزدیک ببینیمشون حتما ازشون امضا یا عکس یادگاری میگیریم و بالاخره سعی می کنیم کاری کنیم که همیشه جلوی چشممون باشن . مثلا من مدتهاست که عکس پل مک‌کارتنی بک‌گراند کامپیوترم هست و جدیدا هم یه فندکِ زیپو با لوگوی بیتلز رو خریدم !

مدتهاست که من دنبال پیداکردن مکانیزمِ عمکردِ سلبریتی ها هستم و تو آموخته های رفتارشناسیم دنبالش می‌گردم . به واقع نمیشه (یا من نمی تونم) یه تعریف درست و درمون از این شکل از رابطه ارائه کنم . پس بهتر هست به زبون خودم تعریفش کنم .

اگر ما سلبریتی ها یا افراد و گروههایی که فنزشون هستیم رو برند در نظر بگیریم ( کی فی‌نفسه هم همینطور هست ) باید بررسی کرد که چه عواملی روی این برندینگ و پرسنال برندینگ تاثیر گذاشته .

خیلی وقتها این برندها کاملا حساب شده و با یک استراتژی مشخص روی برندینگشون کار می کنن، مثلا اپل خیلی خوب تونسته کاربراش رو مسخ بکنه و ازشون طرفدارهای گوش بفرمان و کاملا مطیع بسازه . اما درست در کنار اپل، برندی به نام “استیو جابز” داریم که آوازه و محبوبیتش حتی از خود اپل هم بیشتره .اما آیا دیدی که مردم به اپل دارن با نگاهشون به جابزِ فقید یکسانه ؟ جواب این سوال رو میخوام اینطوری بدم که من و خیلی های دیگه اصلا یا کاربر اپل نیستیم و شاید در جبهه‌ی مخالفان سیاست های اجراییش باشیم، ولی استیو جابز رو ستایش می کنیم ! ادامه خواندن “چطور ” طرفدار ” می‌شویم؟”

چرا پلاس‌وان جایگزین مناسبی برای لایک نیست؟

خوب بالاخره بعد از کلی اشک و ناله و نفرین، گوگل تغییراتی که نوید داده بود رو روی گودر و پلاس اعمال کرد و به نظر میرسه حالا، بعد از تقریبا یک ماه به یک ثبات نسبی رسیده . من که قبلا در موضعِ مدافع گوگل بودم، کماکان روی اصل حرفم هستم و فکر می کنم این تغییرات دیر یا زود باید اتفاق می افتاد . اما این واقع‌بینی باعث نمیشه که چشمم رو روی افتِ کیفی گودر ببندم و از تامین نشدن اون بخش از تعاملِ کاربری گودر روی پلاس حرف نزنم . ادامه خواندن “چرا پلاس‌وان جایگزین مناسبی برای لایک نیست؟”

لطفاً خودتو به مُردن نزن!

دیروز، روز خیلی بدی برای من بود . درست زمانیکه به نظر همه چیز خیلی خوب داشت پیش میرفت با دو تا خبر و اتفاق بد روبرو شدم . حالا اینکه چی‌ها خوب و بود و این اتفاقات و اخبار بد چی‌ها بودن اصلا مهم نیست، مهم اتفاقاتی هست که بعدش افتاد .
دیشب با یه حال تقریبا بد با یکی از دوستام رفتیم تئاتر، نمایشی که اصلا خوب نبود و تقریبا از نیمه‌ی دومش من سرم به خمیازه و نگاه کردن به ساعت گرم بود . بعد از اون هم با همون دوستِ گرام راهی بام تهران شدیم و شام خوردیم و دوساعتی ‌بی‌مقصد دور شهر چرخیدیم و بالاخره ساعت سه شب رسیدم خونه . خلاصه ترش اینکه از ساعت هفت شب تا سه صبح، هیچ کار خاصی صورت نگرفت بغیر از کلی حرف و یاد کلی خاطره از کلی موضوع که هیچ ربطی به هم نداشتند … ولی یه چیزی خیلی شگفت انگیز بود : من از حالِ بدِ روزم جدا شده بودم و با اینکه حواسم بود که چه احوالی رو پشت سرگذاشتم و چه مسائلی رو پیش رو دارم، بی اختیار خوشحال بودم و امیدوار تر از اونقدری که باید !! ادامه خواندن “لطفاً خودتو به مُردن نزن!”

فرهنگ مجازی – قسمت اول : مقدمه

خیلی وقت پیش یه پروژه پژوهشی رو شروع کردم و حالا بعد از حدود دو سال میخوام ضمن ادامه اون حرکت، خروجی اون رو از طریق وبلاگم منتشر کنم . تحقیق کردن حولِ محورهای فرهنگ و جامعه، جذابیت ها و البته سختی های خاص خودش رو داره . خصوصا تو جامعه ای مثل ایران که معیارهای فرهنگی و رفتاری، حتی تو یک شهر مثل تهران بین افراد مختلف یکسان نیست .

البته اگر بخوام از مشکلات این کار بگم، واقعا تا صبح میشه این مطلب رو ادامه داد . نبود منابع مشخص مطالعاتی، نبود مراکز آماری، عدم امکان افکارسنجیِ مستقل و خیلی مسائل دیگه که کار رو واقعا سخت می کنه . ادامه خواندن “فرهنگ مجازی – قسمت اول : مقدمه”

سایت شما چند رسانه ایست ؟

همه ما فارغ از کیفیت کار و زندگیمون، هرروز با رسانه های مختلفی سر وکار داریم و بدون اینکه متوجه باشیم، از اونها الهام و تاثیر میگیرم . در مقابل خود ما هم تو خیلی از موقعیت ها در مقام یک رسانه ظاهر میشیم و روی بقیه تاثیر میگذاریم . رایج ترین رسانه‌ی وبی که خیلی از ماها ازش استفاده می کنیم، همین وبلاگ هست که در واقع پایگاهیه برای نشر افکار، عقاید، دانسته ها و کلا ایدئولوژی یک فرد حول موضوعات مختلف . ادامه خواندن “سایت شما چند رسانه ایست ؟”